الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

مقدمه 51

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

ترا زينت بود نام الهى * به از اين تاج كَرَّمْنا چه خواهى عزيز من حيات تو الهى است * كه عقل و نقل دو عدل گواهى است طبيعت بر حياتت گشت حاكم * نباشد جز تو بر نفس تو ظالم بيا نفس پليدت را ادب كن * حيات خود الهى را طلب كن تبصره : الفاظى كه ذكر در ضمن آن متحقّق است بسيار است نهايتش ارباب حال كلمهء لا إله الّا اللَّه را اختيار كرده‌اند بنا بر چند وجه . از آن جمله يكى آنست كه حروف آن از حروف اشرف اسماء كه لفظ اللَّه است تركيب يافته و حروف بيگانه در ميان نيامده . دوم ذكر خفى كه ايشان را نهايت اهتمام به شأن آن هست در ضمن آن بيشتر متحقّق مىشود چه در حروف آن حرف شفوى كه محتاج به حركت لب باشد نيست ، و مىتوان در ميان مردم بر وجهى به آن قيام نمود كه كسى را اطّلاع حاصل نشود بخلاف اذكار ديگر مثل سبحان اللَّه و الحمد للَّه و اللَّه أكبر و أمثال آن كه نه بر اين وجه است . سوم آنكه اشتمال آن به حرف الف كه اشرف حروف تهجّى است و قوام جميع حروف به اوست چنانچه هيولاى حروفش گفته‌اند و در ميان حروف او را قطب مىگويند ، بيشتر است از سايرين . چهارم آنكه اشتغال به آن باعث در آمدن به حصن الهى است و رستگارى از عذاب او كه لا إله الّا اللَّه حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى . و وجوه ديگر نيز گفته‌اند . شيرين‌تر اينكه ، مؤيّد بن جندى در شرح فصّ شيثى « فصوص الحكم » در بيان مراتب توحيد گويد : « انّ العامّة من أهل اللَّه يرون التّوحيد و هو ستّة و ثلاثون مقاما كلّيّا نطق بها القرآن في مواضع عدّة فيها ذكر لا إله الّا اللَّه في كلّ موضع منها نعت مقام من مقامات التّوحيد ( « شرح جندى بر فصوص » ص 260 و « مصباح الانس » ص 195 ) .